أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

275

قانون ( فارسى )

فصل دوم بهداشت گوش بايد گوش را از گرما و باد و چيزهاى بيگانهء غير طبيعى و زيان‌آور نگه داشت و نگذاشت آب و جانوران بدان راه يابند ، چرك را بايد زدود ، به‌طور هميشگى هر هفته يك‌بار روغن بادام تلخ در آن چكاند ، كه تأثيرى شگرف دارد . بايد دقت كرد كه آماس و جوش و قرحه در گوش توليد نشود ، كه گوش را به تباهى مىكشانند . اگر بيم آن بود كه جوشهايى در راه سر برآوردن هستند ، شياف خشخاش شاخدار را در سركه ريزند و در گوش چكانند . اگر هر هفته يك بار اين شياف را در گوش كشند ، آسيبها را از گوش منع مىنمايد . شكم‌سيرى زياد و امتلاء و به ويژه خواب بر شكم سيرى به زيان گوش است چنان‌كه به زيان ساير حواس است . فصل سوم آسيبهاى شنوايى آسيبهاى گوش همانند ساير آسيبها از كنش و واكنشهايى سرچشمه مىگيرد ، و رويدادهايى هست كه حس شنوايى را از بين مىبرد يا كاهش مىدهد و بيمار از دور نمىشنود يا صداهاى مانند غرش و وزوز و سوت كشيدن را مىشنود كه وجود خارجى ندارند . و بدان ! كه آفت گوش سه حالت دارد : صمم ، طرش ، وقر « 1 » ( كرى كامل ، سنگينى گوش كه آن هم فزونى و كاستى دارد ) و اين حالات يا مادرزادى است ، يا از رويدادى ناشى است . و بدان كه معنى صمم با معنى طرش مغايرت دارد . كرى كامل در حالى رخ مىدهد كه صماخ پر است و تجويفى را كه گفتيم به عنبيه شباهت دارد ، ندارد . آن كاواكى كه گفتيم همانند عنبيه است كه هواى راكد در آن بند آيد و امواج صدا را حس كند ، پر است و توخالى نيست . منظور از كلمهء طرش و وقر آن است كه آسيب چندان نباشد كه حس را به كلى از بين ببرد . وقر گوش گرانى زياد است و به صمم شبيه است گناه از تجويف نيست بلكه از عصب است كه نيروى حس را ادا نمىنمايد . طرش گران گوشى است بدون از دست دادن حس شنوايى . گاهى معنى طرش و وقر برعكس آنچه گفتيم آيد . اكثرا طرش كمى بعد از برآوردن شديد ( قى كردن ) آيد كه به آسانى از بين مىرود . در هر حال هر سه حالت اگر مادرزادى باشند علاج‌پذير نيستند . و اگر سنگينى از اثر رويدادى

--> ( 1 ) - صمم : كرى تمام عيار . طرش : سنگينى زياد گوش . وقر : سنگينى گوش در درجهء سوم . گاهى وقر به معنى طرش و طرش به معنى وقر آيد .